به بی عادتی کاش عادت کنیم
سیزیف از خواب بیدار شد. چند دقیقه ای در اتاقش قدم زد. چای صبحانه اش را خورد. همان آهنگ همیشگی را پلی کرد. همان کتاب همیشگی را خواند. با تعدادی از همان دوستان همیشگی تماس گرفت. تعدای از همان دوستان همیشگی با او تماس گرفتند. نهارش را خورد. سری به اینترنت زد. همان اخبار همیشگی را خواند. همان صفحات همیشگی را دید. حتی به صورتی تکراری هیجان زده شد. بعد چرت سر ظهر همیشگی اش را هم زد و حاضر شد که به همان کلاس همیشگی با همان استاد همیشگی اش برود…
زندگی مان تلاش ریشخند آمیز سیزیف جدیدی شده که درک نمی کند کمال مورد نظرش سرابی بیش نیست. خیالی باطل است که حتی پیش از دستیابی بدان محکوم شده ایم.
پ.ن: سیزیف در اساطیر یونانی شاه ناحیه ای به نام کورنت بود که در دوزخ زیرزمینی مردگان محکوم شد سنگ بزرگی را تا قله کوهی بغلتاند و بالا ببرد. اما هر بار که سنگ به قله می رسید دوباره به پایین می غلتید. افسانه ها می گویند که او این کار را باید تا ابد ادامه خواهد داد.
پ.ن۲: عنوان بخشی از شعر دکتر قیصر امین پور است: تمام عبادات ما عادت است … به بی عادتی کاش عادت کنیم
... توسط:
۱ اسفند, ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۵۰ ب.ظ
سلام
آری درست گفته است قیصر امین پور
کاهش به بی عادتی عادت کنیم ..
این بهانه می خواهد بهانه ای والا… زیبا…چیزی شبیه جریان تند رودخانه و حس آن ماهی ای که می خواهد برخلاف آب حرکت کند…
آن ماهی سیاه صمد بهرنگی…
بدرود..
مدیر: همون حس رو می خواد بیشتر. بهانۀ قشنگ که زیاده.
=== توسط:
۱ اسفند, ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۵۵ ب.ظ
منم شبیه وبلاگ شما را می خوام درست کنم چه کنم؟
مدیر: خب این قالب (ظاهر وبلاگ) توی سیستمای رایگان نیست و همچنین یه امکانات دیگه. راه اول اینه که مثل من برید هاست و دومین بخرید ( یعنی یه مقدار فضا و یه آدرس ) که حدودا سالی ۳۰ هزار می شه. راه دوم اینه که براتون یه ساب دومین روی دومین خودم درست کنم ( مثلا talangor.rostaniha.com ) راه سوم اینه که قالب همین وبلاگ خودتونو عوض کنید. قالبای زیادی تو اینترنت هست که می شه استفاده کرد به جای قالبای موجود تو خود بلاگفا ولی خب شبیه این فکر نکنم باشه و چقدر نتیجش خوب دراد نمی دونم… بگید تا کمکتون کنم.
ازاده توسط:
۵ اسفند, ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۰۰ ق.ظ
سایتتو الان دیدم.عالیه.حرف نداره.
مدیر: ممنون. نظر لطفتونه.
پریا توسط:
۱۰ اسفند, ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۳۷ ق.ظ
نیم شب است و جای بسی خوشوقتی که جز همان صفحات “همیشگی” که می دیدم و گاه می خواندیم. صفحه ای دیگر -خلاف عادت- گشودیم و بر خلاف “عادت” مالوف وبلاگ نویسان جوان از صورتی بودن و دوستت دارم/ ترکم نکن و هایکو خبری نبود!
با احترام
مدیر: نظر لطف شماست دوست عزیز. ممنون
سعید هداوند توسط:
۱۸ اسفند, ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۳۰ ب.ظ
بسیار زیبا بود. ممنون
مدیر: ممنون دوست عزیز.
... توسط:
۲۱ اسفند, ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۱۰ ب.ظ
نیستید…بروز…………….
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مدیر: آره یکم زیادی دیر شد این دفه. تا عید دو تا پست جدید می نویسم.