بایگانی بهمن, ۱۳۸۸

آه از کوتاهی عمر و بلندی آرزو

یکشنبه, ۴ بهمن, ۱۳۸۸

سالهاست که دل مشغول همین عمر کوتاهم و هر لحظه به گمان رد گام های تو پای در پله ای دیگر می گذارم و سر گردانی است که همچنان ادامه دارد…
اولین ترم کارشناسی ارشد هم تمام شد. فکر می کنم در چشم بهم زدنی سه ترم مانده هم بگذرد و بعد باز می دانم که نمی دانم کجای این لایتناهی ایستاده ام. تجربه درس خواندن در این مقطع کمی متفاوت تر از دوره کارشناسی است. همچنین نوع رابطه با دانشجویان که طیف سنی وسیع تری را در بر می گیرند نیز نکته جالبی است. همزمانی این ترم با اتفاقات ناگواری که برای مردم صبور کشورم، بخصوص قشر جوان و دانشجو پیش آمد شیرینی ترم اولی بودن را از کام همه ما دور کرد. اما به قول والت ویتمن:
ای آزادی! بگذار دیگران به تو ایمان نداشته باشند
اما من تا واپسین دم به تو مومن خواهم ماند!
حدود بیست روز تا ترم جدید فرصت هست. باید کمی استراحت کنم، کمی رسیدگی به کارهای مانده و کمی دیدار دوستان و حتی پوزش بابت جواب ندادن تماسشون . یک کافه جدید هم کشف شده که شکر خدا قوم فرندفید (:ی) هنوز بهش حمله نکردن و در ضمن بوی سیگارم نگرفته هنوز. در کل احساس خوبی دارم هرچند همیشه یه چیزی کمه.
پ.ن: تیتر کلامی است از یگانه مولای جهان حضرت علی (ع)

زمستان یک هزار و سیصد و تنهایی…

سه شنبه, ۲۲ دی, ۱۳۸۸

چه ساده ای که می اندیشی زمستان همین سه ماه ساده است. می آید، می رود و ما به همین زودی ها عرق های شرم مان را در سایه ی سوزان خویش، به گردن خورشید می اندازیم؛ که ببین پیشانیم را، هوا چه گرم است این روزها. می گویند زمستان فرصت اندیشیدن است. می گویند واژه ها در سرمای آن یخ می زنند. پس می شود جمله به جمله عاشق شد بی آنکه بدانی. می شود کلمه به کلمه واژه ی دوست داشتن شد بی آنکه بخوانی. می شود حرف به حرف گریست بی آنکه ببینی و بعد بهار که بیاید و یخ ها که ذوب شود، می شود این ذهن زمستانی را خواند.  قسمت می دهم به همین روزهای سرد، سیاه، سربی… فراموش نکنی واژه های مرا؛ که مگر جز این است که چون زمستان آید، بهار چندان دور نخواهد بود؟ حالا بگذار سخت باشد این زمستان هم…

ای کاشف آتش

در آسمان دلم توده برفی است

که به خنده های تو دل بسته است.

یه روزی... یه جایی... یه کسی

پ.ن: خسته ام فعلا. امتحان پایان ترم دارم فعلا. درس نمی خونم فعلا. جواب تلفن خیلیا رو نمی دم فعلا. به کسی تلفن نمی زنم فعلا. البته شما استثنایی فعلا. هرچند که خبری هم ازت نیست فعلا…