مدیر : این بار هم دوست خوبم حسین لطف کرده و با یکی دیگه از نوشته های خوبش به رستنی ها رونق داده .
می خوام تو این پست در مورد قسمتی از دین صحبت کنم که گاهی اشتباهی گرفته میشه :
عده ای تصور دارن که دین سختی در دنیا و راحتی در آخرت است و با تفاسیری این تصور را توجیه میکنند مثلا چون شراب خوشی می آورد و خوشی در جهان نباید باشد پس دین برای سختی ساخته شده . حتی گروهی از این تعبیر سو استفاده کرده و می کنند و از زندگی ساده پیامبران و امامان اینطور توجیه میکنند که آنها که زندگی فقیرانه تری دارند خوشبخت ترند در حالی که چنین نیست .
نهی های دین از یک پدیده به جهت آسیب رسانی و بدی ذاتی آن پدیده است . ابوذر غفاری سخنی دارد که میگوید : ( در عجبم از کسی که شب در خانه اش چیزی برای خوردن پیدا نمیشود و با چوب به جان مردم نمی افتد . ) ببینید این دست پرورده حقیقی مکتب اسلام و یکی از نزدیکترین های پیامبر چگونه در مورد فقر صحبت میکند : نمیگوید که با چوب به جان حکومت یا دولت یا هر چیز دیگری ، که به جان مردم ، بدین معنی که همه افراد در جامعه در برابر هم مسئولند و این مسئولیت بر دوش تک تک افراد است نه یک قشر خاص .
اگر به دین با تمام معیارهایش عمل شود جامعه با سعادت زندگی خواهد کرد . خدا لطف خود را شامل یک جهان که آن هم جهان باقی باشد قرار نداده چنان که از لطف خدا چیزی کم نمیشود اگر در دو جهان بشر خوشبخت زیست کند .
فقر را نشانه قضا و قدر نباید دانست در فقر دو مقصر هست : تو و افراد جامعه تو . همیشه فقر نیست که افراد جامعه را وادار به قیام میکند احساس فقر است که باعث قیام می شود ، چه بسا جوامعی که فقر دارند و به علت تحمیق احساسش نمیکنند . تفکر و تحقیق در مورد دین یک علم است و تطبیق دین با شرایط کنونی هم علم دیگر . علم دوم همانند علم اول و چه بسا مهمتر از شرایط اول باشد که متاسفانه علم اول مورد استفاده قرار می گیرد و توجهی به تطابق آن نمیشود .
اسلام مخالفتی با سرمایه داری ندارد و آن را نهی نمی کند فقط در شرایطی تعریف شده آن را می پذیرد ( آن هم در جهتی که به پیکره جامعه ضربه وارد نکند . ) و این بر خلاف مسیحیت است .
در مورد کاستی های مسیحیت در پستی جداگانه مطالب خود را خواهم نوشت .
بر گرفته از کتاب گرایش به مادیگری اثر معلم شهید دکتر مطهری و کتاب های ابوذر و پدر مادر ما متهمیم اثر دکتر عل شریعتی .
حسین سجادی